سرگرمی و دانلود آهنگ و فیلم اپتیمال،اخبار جدید علمی سیاسی فرهنگی ورزشی،سایت سرگرمی،سایت تصویر،عکس عاشقانه،عکس دختر،اس ام اس،عکس بازیگران،دانلود موزیک،دانلود آلبوم،دانلود آهنگ با لینک مستقیم

برادر سياه شيطان و داستان‌های دیگر: قصه‌ها و افسانه‌های گریم ۲

79967 99521 normal - برادر سياه شيطان و داستان‌های دیگر:  قصه‌ها و افسانه‌های گریم  ۲ ناگهان صدایی گفت: «شاهزاده‌خانم چرا گریه می‌کنی؟» شاهزاده‌خانم به اطراف نگاه کرد، اما کسی را ندید. فکر کرد خیال کرده است و سرش را دوباره روی زانویش گذاشت و های‌های گریه کرد. همان صدا دوباره گفت: «شاهزاده‌خانم چرا گریه می‌کنی؟» شاهزاده‌خانم به اطراف نگاه کرد. باز هم کسی را ندید، اما صدا دوباره پرسید: «شاهزاده‌خانم چرا گریه می‌کنی؟» صدا از سوی چشمه می‌آمد. شاهزاده‌خانم به چشمه نگاه کرد. قورباغه‌ای سر بزرگش را از آب بیرون آورده بود و به او نگاه می‌کرد. شاهزاده‌خانم گفت: «تویی قورباغه؟» قورباغه گفت: «بله منم، چرا گریه می‌کنی؟» شاهزاده‌خانم گفت: «گوی طلایی‌ام توی چشمه افتاده و دیگر نمی‌توانم با آن بازی کنم، برای همین گریه می‌کنم.» قورباغه گفت: «ناراحت نباش. من کمکت می‌کنم، اما اگر گوی طلایی‌ات را از آب بیرون بیاورم، برایم چه کار می‌کنی؟» شاهزاده‌خانم گفت: «هر کاری بخواهی می‌کنم.» قورباغه گفت: «حاضری مرا کنار خودت بنشانی؟» شاهزاده‌خانم گفت:‌ «بله!» قورباغه گفت: «حاضری از ظرف غذایت به من غذا بدهی؟» شاهزاده‌خانم گفت: «بله!» قورباغه گفت: «حاضری مرا کنار تخت‌خوابت بخوابانی؟» شاهزاده‌خانم چندشش شد،‌ اما به روی خودش نیاورد و فکر کرد،‌ گویش را که پس بگیرد، به خانه می‌رود و همه‌ی این چیزها را فراموش می‌کند. به همین دلیل به قورباغه قول داد و قبول کرد که او را کنار تخت‌خوابش بخواباند.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 14
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.